من از غم هاي دوران گريه كردم
من از رنجهاي هجران گريه كردم
به همراه گل پاك شقايق
من از زخم هاي ياران گريه كردم
*************************
تويي معني و بيرون اسم توست
تويي گنج و همه عالم طلسم توست
*************************
نوشته بود:.... هم اكنون كه با تمام وجود حس ميكنم كه مرگ چقدر زيباست زيرا ميدانم كه خالقم را ملاقات خواهم كرد.بر زمين افتاد، با چشماني باز جان داد،ديدار خالق فرصت بستن پلكها را فراهم نكرده بود
نوشته بود....به خدا سوگند من سعادت را جز در راه حق تكه تكه شدن نمي دانم .... وقتي خمپاره آمد هر تكه اش يك گوشه افتاد
نوشته بود: ..... اگر احيانا جنازه ام به دستان رسيد مرا با لباس رزم دفن كنيد تا بدانند لباس سبز سپاه، كفن سرخ پاسداران است... مانده بودند كه چگونه به وصيت او عمل كنند..... در آخر همان لباس سبز را تشيع كردند. جنازه اي در كار نبود
در آخر نوشته بود:... امروز روز امتحان است. روز آن ندا كه مي گفت : كجاست ياري كننده اي كه مرا ياري كند؟! شلمچه... شايد ياري كننده اي بود كه او را ياري كند
قدم رنجه مهمانان
مهربونايي كه منت سرم گذاشتن:
عزيزاني كه تا حالا به ديدنم اومدن: